زلزله حرکت يا لرزش پوسته زمين است که بطور طبيعي و در زير سطح زمين منشاء مي گيرد و باعث يک تغيير دائمي در سطح زمين مي شود ( فشارکي، 1379). براي تبيين نحوه و فرايند شكل گيري زلزله نظريات گوناگوني ارائه شده است كه "نظریه بازگشت ارتجاعي از جامعیت بیشتری برخوردار است. بر اساس این نظریه عامل ایجاد تغییر شکل و شکستگی در سنگها و وقوع زمین لرزه، معمولا نیروهای افقی جهت داری است که در اثر حرکت و جابجایی صفحات تكتونيكي کره زمين ایجاد می‌شود. در بسیاری موارد بر اثر انباشته شدن زیاده از حد انرژی در سنگ، حرکاتی در امتداد شکستگی ها و گسل های قبلی موجود در سنگ روی می دهد و در ضمن رها شدن انرژی ذخیره شده، زمین لرزه هایی بوجود می آید. (رياحي، 1369)

رشته‌كوههاي زاگرس كه بخشي از چين‌خوردگي عظيم آلپ – هيماليا را تشكيل مي‌دهد در جبهه برخورد سپر يا صفحه عربستان با صفحه ايران قرار دارد و نتيجتاً فشار بيشتري نسبت به ساير مناطق كشور تحمل مي‌كند. در محدوده تماس دو سپر عربستان و ايران كه در منطقه خوزستان و خليج‌فارس و درياي عمان قرار دارد، نیروها از نوع فشاری هستند. وجود لایه‌های شکل پذیر تبخیری چون نمکهای هرمز در این منطقه باعث شده است تا زمین‌لرزه‌ها اغلب دوره بازگشتی کوتاه داشته باشند و در نتیجه به علت فاصله زمانی کوتاه بین رویداد زمین‌لرزه‌ها، انرژی انباشته شده در حدی نباشد که زمین‌لرزه‌های با بزرگی بالا را سبب شود.

 "از نظر نو زمين ساختي، زاگرس چين خورده در اثر حركت رو به شمال صفحه عربي و برخورد آن با صفحه ايران و در راستاي شمال خاوري ـ جنوب باختري فشرده مي‌شود. به همين دليل در حال حاضر زاگرس تحت تأثير دگر شكلي ناشي از فشارهاي زمين ساختي با روند جنوب ـ جنوب غربي و شمال ـ شمال شرقي فرجام همگرايي و برخورد قاره‌اي است. دگر شكلي‌ها هم راستاي ساختارها و شكستگي‌هاي آلپي و پيش آلپي هستند. از اين رو عملكرد مشترك اين دو دگر شكلي بر روي هم باعث برايند نوزمين ساختي و لرزه زمين ساختي و در نتيجه لرزه خيزي كنوني زاگرس است. عموم زلزله‌هاي زاگرس چين خورده بزرگايي كمتر از 7 ريشتر دارند و به ندرت بزرگي آنها از اين حد بالاتر مي‌رود. زمين لرزه‌هاي زاگرس كم ژرفايند. هرچند كه ژرفاي برخي زلزله‌ها تا حدود 60 كيلومتر است ولي بيشتر آنها در ژرفاي حدود 30 كيلومتر متمركزند. بيشتر زلزله‌هاي زاگرس در زير رسوبات چين‌خورده رخ مي‌دهد و زمين لرزه‌هاي مربوط به زير پوسته قاره‌اي تقريباً وجود ندارد. " (آقا نباتي، 1383)

گسله ها مهمترين چشمه‌هاي لرزشي زمين هستند كه در نتيجه فشار وارده بر پوسته زمين ايجاد مي‌شوند. ميزان لرزه‌خيزي زمين تا حدود زيادي از تعداد و ميزان فعال بودن گسله‌ها تأثير مي‌پذيرد. ويژگي‌هاي زمين ساخت رشته‌كوه‌هاي زاگرس و دشت خوزستان سبب فعاليت تعداد زيادي گسل شده كه منشأ لرزش‌هاي زمين در اين منطقه مي‌شوند. "فعالترين گسل‌هاي منطقه خوزستان عبارتند از: لهباري (150 كيلومتر)، دزفول (50 كيلومتر )، لالي (32 كيلومتر)، شوشتر (65 كيلومتر)، مسجد سليمان (30 كيلومتر)، شيركان ( 66 كيلومتر )، كوه دز ( 15 كيلومتر )، راسوند (80 كيلومتر)، اهواز (10 كيلومتر)، گسل رامهرمز (100 كيلومتر)، سرخبود ( 45 كيلومتر)، كيدي ( 13 كيلومتر )، چال مراد (كيلومتر 16 )، ميشداخ (50 كيلومتر)، حميدانيه (15 كيلومتر ) ، مرده فل ( 50 كيلومتر) ، سوسن سرخاب ( 18 كيلومتر ) ، شاه‌نشين ( 27 كيلومتر ) ، باغ ملك (كيلومتر 15) ، رگ سفيد ( 100 كيلومتر ) ، آغاجاري ( 150 كيلومتر) ، باغ ملا ( 20 كيلومتر ) ، گلستان ( 26 كيلومتر ) و  ازركان ( 60 كيلومتر ) (پهنه بندي خطر نسبي زلزله، 1376).

 

سابقه زمین‌لرزه‌های خوزستان

در منطقه خوزستان زلزله‌هاي متعددي به وقوع پيوسته كه برخي از اين زلزله‌ها به دليل قدمت آنها جنبه تاريخي يافته‌اند. بخشي ديگر در طول هزاره جديد روي داده‌اند و همواره موجب خساراتي براي جامعه انساني منطقه شده‌اند بر اساس مطالعات تاريخي در سال 840 ميلادي ( 225 هجری قمری ) زمین‌لرزه ویرانگری در زاگرس روی داد كه در اهواز خانه‌های بسیار و نیز مسجد جامع ویران شد و مردم شهر راترک کردند. تپه مشرف به اهواز شکاف برداشت. پسلرزه‌های متعددی ادامه داشت. پس از آن در سال 1052 میلادی ( 444 هجری قمری) زمین‌لرزه ویرانگری ارجان و منطقه پیرامون اهواز را لرزاند و باعث فروریختن باروها و فروافتادن کنگره‌های دژها شد. زمین‌لرزه اصلی در سراسر خوزستان حس شد و ازجمله جاهایی که آسیب دیدند، ایذه و بویژه منطقه پیرامون بهبهان بود که در آن روستاهای بسیاری ویران شد. کوه بزرگی، احتمالاً در اثر زمین لغزه‌ها، شکاف برداشت. در طی سال، پسلرزه‌ها چندین بار تکرار شد. در سال 1085 ميلادي ( 478 هجري قمري) نيز زمین‌لرزه ای ارجان و مناطق پیرامون آنرا لرزاند. و سبب کشته شدن کسان بسیار و فرو ریختن مسجد جامع شد. انبوهی از مردم و احشام در زیر آوار ویرانی ها مدفون شدند. لرزه هم در خوزستان و هم در فارس حس شد. ((پايگاه ملي داده‌هاي علوم زمين كشور)

مهمترين زمين لرزه‌هاي خوزستان در هزاره اخير در مناطق اهواز (1052 م / 431 ش )، ارجان (بهبهان) (1085 م / 464 ش، ارتفاعات زاگرس ( 1929م / 1308 ش )، ايذه ـ انديكا ( 1964م / 1343 ش )، اهواز (1970 م / 1379 ش )، شهبازان (1972 م / 1351 ش )، مسجد سليمان ـ انديكا ( 1980م / 1359ش )، اهواز (1978م / 1357ش )، انديكا (1980م / 1359ش ) و مسجد سليمان (1991م / 1370ش ) رويدادند. (مركز تحقيقات ساختمان و مسكن كشور، 1376)

آمار زلزله‌هاي كشور نشان مي‌دهد كه از سال 1972 تا 1990، مجموعاً 12 رخداد زلزله قوي در استان خوزستان ثبت شده است كه شديدترين آنها با 3/6 ريشتر در سال 1979 در شهرستانهاي ايذه و مسجدسليمان به وقوع پيوست. در جريان اين زلزله شديد، 76 نفر كشته و تعداد زيادي مجروح شده‌اند.

تكرر وقوع زلزله در سطح استان خوزستان و وجود گسله‌هاي فعال متعدد در استان نشان مي‌دهد كه نا آرامي بستر سكونت انسان در خوزستان شرايطي واقعي است و زندگي در اين شرايط نيازمند تمهيدات خاصي است. ميزان اين نا آرامي در همه‌ جاي استان يكسان نيست و برآورد نسبي وقوع زلزله به عنوان مهمترين و مخرب ترين نوع نا آرامي زمين از طريق پهنه بندي خطر نسبي خطر وقوع زلزله انجام شد.


مطالب مرتبط: آسيب‌پذيري شرق خوزستان در برابر زلزله

نوشته شده توسط موسوی  | لینک ثابت |