شهر ايذه در شرق خوزستان ديرسالي است كه نامي آشنا در تاريخ شهرنشني ايران است. آنزان قديمي ترين نامي است كه به اين شهر نسبت داده شد و از سال 1314 نام آن به ايذه تغيير يافت. ايذه در دوران معاصر مهمترين سكونتگاه انساني در شرق خوزستان بوده است و در طي سه دهه اخير تغييرات وسيعي با سرعت زياد را تجربه كرده و اينك نيازمند نگرشي جديد براي اداره و سازماندهي فرايندهاي توسعه براي برخوردار كردن ساكنان از حداكثر خدمات و منافع توسعه است. جمعيت اين شهر در سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال 1385 103695 نفر بود كه در مقايسه با سرشماري سال 1375 (81288 نفر) حدود 5/2 درصد رشد داشته است. به تبع رشد جمعيت، ساير خصوصيات اجتماعي، كالبدي و اقتصادي شهر نيز تغيير يافته است. پاسخگويي به نيازهاي گوناگون و رو به رشد شهروندان، استفاده بهينه از منابع انساني، مالي و طبيعي موجود، توجه به آينده براي هدايت اقدامات موجود و ارتقاء شاخصهاي توسعه در اين شهر به همراه ضرورت ايفاي نقش فرا شهري براي توسعه منطقه پيراموني، نيازمند بازانديشي نسبت به فرايندها، اولويتها و سياستهاي مديريتي در اين شهر در سطح محلي تا استاني است. در اين مقاله مروري كوتاه بر رويكردهاي بهتر براي توسعه شهر در چشماندازي حداكثر 20 ساله ميشود.
لطفاً بقيه مطلب را در لينك ادامه مطلب بخوانيد.
شهرستانهاي ايذه و باغملک تا سال 1368 يک شهرستان به نام ايذه محسوب ميشدند و پس از آن شهرستان باغملک در محدوده بخش جانکي سابق مستقل گرديد. اين شهرستانها در دهه هاي گذشته تحولات جمعيتي خاصي را تجربه كرده اند که ريشه در مسائل اجتماعي و اقتصادي منطقه يادشده و كل استان خوزستان دارد. كاهش اشتغال در روستاها، افزايش تمركز خدمات و فعاليت هاي اقتصادي در شهرهاي ايذه و باغ ملك و ساير شهرهاي استان، وقوع جنگ و افزايش تعداد شهرها مهمترين عوامل مؤثر در تحولات و جابجاييهاي جمعيتي اين منطقه از خوزستان بوده است.
اطلاعات بیشتر را در لینک "ادامه مطلب" بخوانید.
يكي از تغييرات مهم در نظام شبكه هاي شهري در سطح ملي و منطقه از تغييرات تعداد شهرها و جمعيت آنها در طول زمان ناشي مي شود. اين تغييرات هم بواسطه رويكردهاي سياستي دولت ها نسبت به ارتقاء سكونتگاه ها به سطح شهر روي مي دهد و هم از تغييرات كمي جمعيت مجتمع هاي زيستي ناشي مي شود. شبكه شهري خوزستان نيز تحت تأثير اين دو عامل و تأثير پذيري از عامل مهم جنگ شاهد تغييرات شگرفي در تعداد و جمعيت شهرها بوده است. براي مطالعه بيشتر به صفحه ادامه مطلب برويد.
خوزستان يکي از استانهاي پر جمعيت و شهر نشين کشور است که در طول دورههاي مختلف سرشماري از سال 1335 تا 1375 تغيراتي توأم با فراز و فرود داشته است. شهرنشيني جمعيت يکي از شاخصهاي ميزان توسعه يافتگي مدني و اجتماعي و نيز اقتصادي جامعه است. افزايش تعداد شهرها و جمعيت شهر نشين معمولاً بيانگر وجود سطحي از تغيرات اجتماعي، اقتصادي در جامعه و بالندگي جامعه براي طي مراحل متکامل پيشرفت و توسعه است.
نسبت شهر نشيني در کشور از سال 1335 تا 1375 به فاصله هر ده سال برابر 31.6، 37.9، 47، 54.2، و 61.3 درصد بود. توجه به آمار نشان ميدهد که نسبت جمعيت شهر نشين به کل جمعيت (شامل جمعيت روستا نشين و عشاير) از دهه 1350 بطور فاحشي رشد داشته است. اين نسبت در استان خوزستان به ترتيب برابر 48.1، 51.2، 57.4، 55.3، 62.5 درصد بوده است. مقايسه نسبت شهرنشيني کشور و استان خوزستان نشانگر بالا بودن نسبت شهر نشيني استان نسبت به متوسط کل کشور در همه دورهها است. صرف نظر از استان تهران که در همه دورهها بيشترين نسبت شهرنشيني را در کشور داشته است، استانهاي اصفهان و يزد از سال 1345 گوي سبقت را از خوزستان ميربايند.
نسبت شهر نشيني هر استان تحت تأثير تعداد و جمعيت شهرهاي آن استان است. جمعيت شهر نشين استان خوزستان در سالهاي 1335 تا 1375 به ترتيب، 7.5، 6.2، 6.1، 4.8 و 4.5 درصد جمعيت شهر نشين کشور را تشکيل ميداده است. تعداد شهرهاي استان نيز نشانگر افزايش آنها در فاصله زماني بين سالهاي 1335 تا 1375 است. تعداد شهرهاي استان به ترتيب برابر 15، 18، 23، 24 و 28 شهر است. (تعداد شهرهاي استان در سال 1384 برابر 43 شهر است.)
بررسي وضعيت تغييرات شهرنشيني در استان نشانگر نقاط عطفي در تاريخ تغييرات جمعيت بطور کلي و تغييرات جمعيت شهري بطور خاص است. نخستين نقطه عطف از تحولات نقش اقتصادي استان در کشور پس از استخراج نفت و توسعه فعاليتهاي نفتي در اين استان ناشي ميشود. نتيجه اين پديده در بالا رفتن نسبت شهرنشيني استان از سطح متوسط کشور در سال 1335 و داشتن جايگاه دوم پس از تهران و فاصله اي فاحش با سومين استان (اصفهان با 44.3 درصد) قابل مشاهده است. اين رويداد تا سال 1355 نيز که استان در جايگاه چهارم پس از استانهاي تهران، اصفهان و يزد قرار ميگيرد، مؤثر بوده است. نقطه عطف دوم در تغيرات جمعيتي و شهر نشني استان خوزستان رويداد جنگ تحميلي و تخليه جمعيت شهرنشين در غرب استان و ساير شهر هاي نزديک مرزها است. تأثيرات اين رويداد در تغييرات جمعيتي و شهرنشيني پس از سال 1355 که در سرشماري 1365 انعکاس يافته اند، آشکار است.
شبکه شهري استان خوزستان حاصل تأثير عوامل گوناگوني است که شدت و ضعف تأثيرات آنها در زمانهاي مختلف يکسان نبودهاست. توسعه شهرنشيني در استان تا حدودي متفاوت از کل کشور است . اهميت دادن به سه عامل فعاليت کشاورزي، صنعت نفت و تمرکز اداري سبب امکانپذيري تفکيک عوامل مؤثر در شکل گيري شبکه شهري استان ميشود. اين تفکيک تا حدودي و بدون در نظر گرفتن همپوشاني در محدودههاي زماني نيز قابل تصور است. در دوره نخست همانند ساير بخشهاي کشور توسعه شهري با نهادههاي محيطي بخصوص نهادههاي مورد نياز براي کشاورزي مربوط است. در دوره دوم صنعت نفت موجب تشديد شهر نشيني در استان ميشود و در دوره سوم که بخشي از آن با دوره دوم هم پوشاني دارد، شهر نشين از تمرکز اداري تأثير ميپذيرد. تفکيک زماني دورهها به معني از بين رفتن نقش عوامل محوري هر دوره در دورههاي بعد نيست و تنها نشانگر تقليل اهميت آن است.
زمينه کشاورزي براي توسعه شهرنشيني در خوزستان از ويژگي منحصر به فرد استان در دسترسي به آب و خاک کافي و مناسب ناشي ميشود. در استان خوزستان رودخانههاي متعددي وجود دارد که اغلب آنها در سطح کشور پر آب ترين و مهمترين هستند. رودخانهها کارون، کرخه، دز، جراحي و مارون بعضي از اين رودخانههاي مهم کشور هستند که در خوزستان جريان دارند.. اين رودخانه سبب زهكشي اراضي در سطح وسيع و افزايش ميزان دسترسي به آب براي کشت آبي شده است. با توجه به تقدم تأثير فعاليتهاي کشاورزي بر توسعه شهري کشور، رونق فعاليتهاي کشاورزي در استان با وجود قابليتهاي فراوان ، نخستين مرحله توسعه شهري استان با پراکندگي زمينهاي کشت آبي در استان ارتباط داشته است. به گونه اي که مناطق داراي حاصلخيزي و آب کافي براي کشاورزي آبي داراي تمرکز شهرهاي بزرگ و سابقه طولانيتر شهرنشيني است. شهرهاي دزفول، انديمشک و شوشتر در بخش شمالي استان که از رودخانه هاي کارون و دز بهره برداري ميکنند بيانگر اين ارتباط بين پراکندگي زمينهاي کشاورزي و توسعه شهر نشيني است.
مرحله دوم شهر نشيني در استان با استخراج منابع نفتي در استان مربوط است. از اواخر قرن 13 هجري شمسي که نخستين حلقه چاه نفت در مسجد سليمان حفر ميشود، نخشتين شهر نفتي در اطراف چاه نفت و بر زمينهاي تاريخي از شهرنشيني به رونق دوباره ميرسد. در اين فرايند شهر مسجد سليمان با رشدي اعجاب انگيز حيات جديدي مييابد. پس از استخراج نفت، توسعه صنايع نفتي چه در زمينه ساخت تجهيزات براي استخراج نفت و چه فراوري و پالايش آن موج توسعه جديدي در شهرنشيني استان ايجاد کرده است. اين شهرها عمدتاً در بخش مرکزي و جنوبي استان قرار دارند؛ مناطقي که داراي قابليتهاي مناسب براي کشاورزي نيستند. گسترش شهرهايي نظير مسجد سليمان، آبادان، اميديه، هفتگل و آغاجاري حاصل موج ايجاد شده پس از استخراج نفت در خوزستان هستند. افزايش تقاضاي نيروي کار در مناطق نفتي و هجوم مهاجرين از همه نقاط استان و ساير استانهاي مجاور و کل کشور، سبب افزايش توسعه کالبدي شهرها و گسترش افقي آنها شده است. اين توسعه پيامدهاي اجتماعي و زيست محيطي قابل توجهي نيز در پي داشته است.
در بررسي الگوي تاريخي توسعه شبکه شهري خوزستان علاوه بر فعاليتهاي کشاورزي و استخراج نفت، عامل اداري نيز در شکل گيري شبکه شهري کنوني استان نقش داشته است. تعداد زيادي از شهرهاي استان به دليل موقعيت ممتاز اداري بدست آمده در منطقه خود به شکوفايي و رونق دست يافته اند. شهرهايي نظير ايذه، رامهرمز و بهبهان با وجود سابقه شهرنشيني و رونق تاريخي رشدي معادل رشد معاصر را تجربه نکرده اند.